هر وقت با لپ تاپم کز میکردم گوشه سالن واحدمون (2) تو خوابگاه بلوک دکتری (1 خواهران) و ویو دیدم اون آشپزخونه واحد بود اما من چشام کسیو نمیدید چون توی مقاله هام محو بودم افسانه میومد بهم میگفت دختر شدی مثل گلدون لب تاقچه ... چیکار میکنی ؟ میگفتم گیر مقاله هامم... میگفت کاش بشه یه بار ازت بپرسم بگی دارم پاور دفاعو تنظیم میکنم.........
پاور دفاع هم آرزو شده بود واسه ورودی های ما با این آیین نامه های داخلی دانشگاه که فقط دانشجو رو گروگان میگیرن......
بالاخره رسیدیم بهش.....
برچسب:
نویسنده: کیان رجبی